درباره ما | ارتباط با ما | نقشه سایت        
 
  1. اعطای درجه افتخاری سرلشکری به شهید غلامرضا صالحی [۱۳۹۸/۰۳/۰۸ ساعت ۱۳]
  2. گزینه قطعی ملت ایران مقاومت است [۱۳۹۸/۰۲/۲۵ ساعت ۱۱]
  3. تشییع جانباز شهید علی مرتضایی [۱۳۹۷/۱۲/۲۰ ساعت ۰۹]
  4. [۱۳۹۷/۱۲/۰۲ ساعت ۰۷]
  5. سالروز وفات حضرت ام البنین مادر قمر بنی هاشم حضرت عباس(ع) و روز تکریم مادران و همسران شهدا [۱۳۹۷/۱۱/۳۰ ساعت ۰۹]
 
آخرین اخبار
 



نظرسنجی
تا چه حد با کنگره شهدای شهرستان نجف آباد آشنا هستید؟ ؟
1 : بسیار زیاد (748 رای)
29 % 
2 : زیاد (463 رای)
18 % 
3 : متوسط (428 رای)
17 % 
4 : کم (406 رای)
16 % 
5 : بسیار کم (543 رای)
21 % 

معرفی سایت به دوستان

پیوندها
 
سایت مقام معظم رهبری

آمار سایت
تعداد شهدای ثبت شده : 2485
تعداد اخبار ثبت شده : 36
تعداد افراد آنلاین : 12
کل بازدیدها : 2454747
بازدید های امروز : 540
بازدید های دیروز : 3065

تپه سبز در آتش

تپه سبز در آتش

خاطرات عبدالله روح‌اللهی

نوشته: عبدالله روح‌اللهی

چاپ اول: 1392

قطع: رقعی، 166 صفحه، مصور

نشر: ستارگان درخشان

از پنجرۀ کتاب

از سرشب، بالای ارتفاع رفتم. سنگر دیدگاهی نبود. داخل کانالی روی خط رأس که عراقیها کنده بودند، در کنار یکی از نگهبانها ایستادم. عمق کانال به شصت هفتاد سانتیمتر میرسید. به منطقۀ دشمن خیره شدم، تا گرای برق شلیک توپخانۀ دشمن را اندازهگیری کنم؛ ولی منطقه ساکت و آرام بود و هیچ تبادل آتشی نبود. چند ساعتی منتظر ماندم. خبری نشد. در این فاصله نگهبانها عوض شدند. من هم که دیدم خبری نیست، به نگهبان سپردم هر وقت تیراندازیهای دشمن شروع شد، مرا صدا کند. همینکه خواستم از نگهبان جدا شوم، برق شلیکی توجهام را جلب کرد. با خود گفتم که بالاخره شروع شد. در همینحال سوتخمپارهای که شلیک شده بود، با شدت تمام به گوش رسید؛ بهطوریکه به سرعت در داخل کانال خیز رفتیم. گلوله با فاصلۀ زمانی کمتر از یک ثانیه، همان موقع که ما خیز برداشتیم به یک متری لبۀ کانال اصابت کرد و خاک و سنگهای زیادی رویمان ریخت. مدتی در دود و گرد ناشی از انفجار گلوله، ماتومبهوت ماندم. باورم نمیشد، سالم باشم. فقط گوش راستم آسیب جزئی دید. آن گلوله، شروع آتش  سنگینی بود که ما مجبور شدیم برای جواب، نقاط تنظیم شدۀ روز را درخواست کنیم...  ص43 و 44

 

نمای معرف

نویسندۀ «تپه سبز در آتش» از رزمندگان سال‌های دفاع مقدس است و در سال 1360 پس از شرکت در دورۀ آموزش نظامی عازم مناطق عملیاتی غرب کشور شد. مسئولیت‌های او تا قبل از سال 1364 عبارت بود از: دیده‌بان و مسئول دیده‌بانی گردان قدس توپخانه. در اواسط سال 1364 تا پایان جنگ به عنوان مسئول واحد اطلاعات گروه توپخانۀ 61 محرّم فعالیت داشت. از سال 1370 به دانشکدۀ علوم و فنون توپخانه و موشکی راه یافت و تا سال 1390 مسئولیت‌هایی از قبیل: مربی دروس تاکتیکی و قوانین تیر توپخانه، رئیس گروه آموزشی و مدیر واحدهای امور آموزشی و برنامه ریزی آموزشی را بر عهده داشت. کتاب مذکور، در برگیرندۀ خاطرات وی از ورود به عرصۀ دفاع مقدس تا پایان این دوران است. نویسنده در این نوشتار، اذعان دارد که با به تحریر در آوردن خاطراتش، بخشی از درس‌های فرا گرفته در دانشگاه جبهه را تقدیم جوان‌های خوب و عزیز کشور کند. دروسی که مشاهدات عینی، میدانی و مصداق‌هایی زیبا از دریافت‌های وی از آموزه‌های قرآن کریم هستند.

فایلی یافت نشد . بازگشت
© در جهت ترویج فرهنگ دفاع مقدس و شهادت هر گونه کپی برداری از محتوای سایت (با ذکر منبع) بلامانع است . طراحی و برنامه نویسی توسط طراحی و توسعه وب سایت صبا