درباره ما | ارتباط با ما | نقشه سایت        
 
  1. همایش بزرگ غدیر [۱۴۰۰/۰۵/۰۶ ساعت ۲۲]
  2. دبیرستانی با ۲۳۴ آلاله که شهیدستان ایران شد [۱۳۹۹/۰۹/۱۶ ساعت ۱۰]
  3. پیگیری موزه دفاع مقدس نجف آباد [۱۳۹۹/۰۹/۱۶ ساعت ۱۰]
  4. اثار مربوط به شهید حججی [۱۳۹۹/۰۹/۱۶ ساعت ۱۰]
  5. دعوت به همکاری در کنگره شهدای نجف آباد [۱۳۹۹/۰۵/۲۷ ساعت ۰۶]
 
آخرین اخبار
 



نظرسنجی
تا چه حد با کنگره شهدای شهرستان نجف آباد آشنا هستید؟ ؟
1 : بسیار زیاد (988 رای)
28 % 
2 : زیاد (617 رای)
18 % 
3 : متوسط (587 رای)
17 % 
4 : کم (544 رای)
16 % 
5 : بسیار کم (758 رای)
22 % 

معرفی سایت به دوستان

پیوندها
 
سایت مقام معظم رهبری

آمار سایت
تعداد شهدای ثبت شده : 2485
تعداد اخبار ثبت شده : 41
تعداد افراد آنلاین : 4
کل بازدیدها : 3324598
بازدید های امروز : 1323
بازدید های دیروز : 682

دفاع مقدس

آشيانه
چون شب دلِ من، از جورِ اين زمانه
باز از دو چشم خسته،اشكِ غم است روانه
بگذشت صبحِ روشن، با بلبلانِ گلشن
كآنسان كه آنهمه شوق، گويى بُوَد فَسانه
زآن لحظه هاى زيبا، با خيل گلعزاران
مى جويد اين دلِ زار، هر لحظه يك نشانه
گاهِ غروبِ خورشيد، در لحظه هاى دلگير
دل جمع عاشقان را، دارد ز من بهانه
درياى درد و اندوه، با موجهاى چون كوه
گويى كه هرگزش نيست، بهر دلم كرانه
كِى مى رسد به من نيز، نوبت كه پرگشايم
كوچى دگر نمايم، زينجا به آشيانه
يا رب به حق ياران، همسالكان باران
بابى دِگر گُشايا، اى خالق يگانه


یاد باد
يادِ آن دلهاى با ايمان بخير
پايدارى بر سر پيمان بخير
رويش گل هاى شوقِ پر زدن
بر زمين باريدن باران بخير
رادمردان و صلابت در نبرد
جان فدا كردن به يك فرمان بخير
شوق ديدار و وصالِ روى دوست
لحظه هاى اُنس با قرآن بخير
جمعهاى گرم و پاك و بى ريا
الفت بين دلِ ياران بخير
سجده ها و ناله هاى نيمه شب
درد و غم با اشكِ دل درمان بخير
من تو را مى خواهم از تو ساقيا
وصل ياران با تو در رضوان بخير
 
سروده: جانباز شمیایی ناصر قمرزاده
 
تشييع
كه را روى اين دست ها مى برند؟
خدايا مگر عشق را مى برند؟
كسى نيست آيا كه گويد به من
تن بى كفن را كجا مى برند؟
چه در مخملى سبز پيچيده اند
كه او را به باغ خدا مى برند؟
به دوش نسيم سحرگاه عشق
شهيد مرا تا كجا مى برند؟
من و كوچه سرد و غمگين تو
تو را از نگاهم چرا مى برند؟
چرا خون نگريم مگر مى شود
عزيز مرا سر جدا مى برند

انتخابي سرخ
كجا رفتي تو در ديروز آتش با شتابي سرخ
كجا رفتي به هنگام خطر پا در ركابي سرخ
اگر آن روز در باورت رفتي با نگاهي سبز
غروب اما به روي نيزه ديدم آفتابي سرخ
وداع آخرينت بود يادم هست در آتش
به من گفتي: سماع عشق يعني پيچ و تابي سرخ
شما رفتيد و ما در حسرت پرواز مي ميريم
نمي آيد ز سمت آسمان ديگر خطابي سرخ
زماني از تو پرسيدم: بگو راه شهادت چيست؟
صميمانه به من آن روز گفتي: انتخابي سرخ
سروده: عبدالحسین رحمتی


 
© در جهت ترویج فرهنگ دفاع مقدس و شهادت هر گونه کپی برداری از محتوای سایت (با ذکر منبع) بلامانع است . طراحی و برنامه نویسی توسط طراحی و توسعه وب سایت صبا